سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

115

زبور آل داود ( فارسى )

چنانچه خدمت توليت آستانهء عرش درجهء روضهء مقدسهء رضويه كه اعظم مناصب است به سلطان داود ميرزا خلف اكبر خود تفويض فرمودند و ميرزا محمد امين ولد ميرزا شمس الدين محمد موسوى كلانتر ارض اقدس به نيابت ايشان مقرّر شد و منصب صدارت عامهء كل ممالك ايران به نواب ميرزا محمد مقيم خليفه سلطان داماد نواب مالك رقاب كه در اصفهان بودند رقم شد و صدارت خاصه را به ميرزا محمد شفيع همشيره زادهء خود كه نيز در اصفهان بودند عطا فرمودند و به جهت آنها انعام و خلاع فاخره فرستاده شد و امير علم خان عرب خزيمه به وكالت دولت عليّه سرافراز شده « 1 » احمد خان بيات را قورچىباشى فرمودند . امير خان عرب ميش‌مست توپچىباشى را باز توپچىباشى . مهدى خان چوله را تفنگچى آقاسى ، امير محراب « 2 » خان عرب به خدمت نظارت متمتع شد . [ خدمت ايشيك آقاسى باشىگرى با بيگلربيگى استرآباد به حسن خان ولد فتحعلى خان قاجار اختصاص يافت و بيگلربيگى خراسان را به بهبود خان اتكى ] « 3 » و سپهسالارى چخور سعد « 4 » و گنجه و قراباغ و خمسه تا حدّ قاپلان كوه به فضلعلى خان افشار اروميه و ابو الفتح خان بختيارى بيگلربيگى عراق و عبد العلى خان عرب سپهسالار قلمرو عليشكر و داروغهء توپخانهء قلمرو مذكور و ميرزا تقى وزير كرمانشاهان و ميرزا محمد مقيم برادر ميرزا مهدى خان منشى وزير مازندران و موسى خان ايلوى افشار حاكم گيلان و طهمورس ميرزا برادر محمد قلى ميرزا والى گرجستان ، سپهسالارى فارس به صالح خان بيات و وزارت آن ملك به ميرزا جعفر لشكر نويس

--> ( 1 ) . مجمع : قلمدان مرصع و چارقب وزارت و علم و خلعت فاخره و خنجر مرصع و پنج راس اسب با زين و لجام ديگر كوتلى . » . چارقب لباسى بوده مخصوص وزرا و امرا با زردوزى در اطراف گريبان و دامن . ( 2 ) . كلمهء محراب در متن حاضر به همين صورت آمده و در مجمع التواريخ كلا به صورت « مهراب » . براى درك ساختمان كلمه و صورت صحيح آن رجوع شود به مقاله مير ودود سيد يونسى در مجلهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، زمستان سال 1343 صفحهء 423 به بعد . ( 3 ) . قسمت دو قلاب از مجمع مأخوذ است به جاى عبارت درهم ريختهء متن : و حسن خان ولد فتحعلى خان بيگلربيگى خراسان فرمودند . ( 4 ) . چخور سعد همان ناحيهء ايروان است .